.:Friends:.

روزانه های کاملا شخصی من...

.:Friends:.

روزانه های کاملا شخصی من...

دوستام...

از این وضعیت خیلی راضی هستم، منظورم دوستام هستن، یعنی در کل سه تا، مهندس، حاجی و یک دختر دیوونه!
دیگه نه از آدمایی خبره که ادعای دوستی میکنند و نه از آدمایی که فقط دور و اطرافم بودند.
البته مشکلاتی هم داره، تعارف نمیکنم چون نمیتونم ببینمشون مجبورم با تلفن حرف بزنم، مهندس که یک شهر دیگه است، دختر دیوونه هم که وقتاش اصلا با من جور در نمیاد، فقط این وسط حاجی میمونه که اونم جدیدا دوست دختر پیدا کرده ما رو اصلا آدم حساب نمیکنه، زده تریپ 2 دره بازی، بهش خوش بگذره، همین کافیه!
از قبض تلفن این ماه به شدت وحشت دارم، یک چیزی یه در حدِ مرگ.
کوه رفتن دوباره شروع شده، اونم تو این برف! فوق العاده است. همیشه از اینه کوه خوشم میاد که عظمتش آدم رو میگیره.
پ ن: کی می یاد بریم توچال...؟