از دست خودم عصبانی میشوم وقتی میبینم هنوز مسائل دنیوی روم اثر داره، وقتی احساسم و قلبم صدمه میبینه، خیلی دارم تلاش میکنم، خیلی زیاد که بِکنم از این احساس ها، ولی تا حالا که ناموفق بودم...
توی یه دفتر خاطرات..یا همین وبلاگ..یااگه دلت نمیخواد اینجا بنویسی..توی یه وبلاگ جدید بشین و بنویس..از اول..ریز ریز..جزئیاتی که توی ذهنت هست و اذیتت میکنه...هرجا دلت خواست بدوبیراه بگو..داد بزن...بخند ..گریه..یا هراحساسی که داری رو راحت و بدون سانسور اونجا بیان کن...خیلی موثره ..اینطوری باهاش روبرو میشی و در نتیجه اون ذهنیات میزارن و میرن...ولی فرار ازشون بیشتر باعث بزرگ شدن در ذهن و تقویت شان میشه...امتحان کن ببین چقدر حالتو بهتر میکنه...
برااینکه دوستان فکرنکنند که من از روی کنجکاوی (یا فضولی)خودم اینو میگم..پیشنهاد میدم توی وب جدید با دوستان جدید یا هرکسی دلت میخواد بخونه اونجارو ..شروع کن به بازکردن این دفترخاطراتی که گوشه دلت جاخشک کرده....این یه شروعه و ادامه اش خودش میاد...
پیشنهاد سرآشپز :


توی یه دفتر خاطرات..یا همین وبلاگ..یااگه دلت نمیخواد اینجا بنویسی..توی یه وبلاگ جدید بشین و بنویس..از اول..ریز ریز..جزئیاتی که توی ذهنت هست و اذیتت میکنه...هرجا دلت خواست بدوبیراه بگو..داد بزن...بخند ..گریه..یا هراحساسی که داری رو راحت و بدون سانسور اونجا بیان کن...خیلی موثره ..اینطوری باهاش روبرو میشی و در نتیجه اون ذهنیات میزارن و میرن...ولی فرار ازشون بیشتر باعث بزرگ شدن در ذهن و تقویت شان میشه...امتحان کن ببین چقدر حالتو بهتر میکنه...
برااینکه دوستان فکرنکنند که من از روی کنجکاوی (یا فضولی)خودم اینو میگم..پیشنهاد میدم توی وب جدید با دوستان جدید یا هرکسی دلت میخواد بخونه اونجارو ..شروع کن به بازکردن این دفترخاطراتی که گوشه دلت جاخشک کرده....این یه شروعه و ادامه اش خودش میاد...
http://www.migna.ir/vdcdfz0s.yt0kk6a22y.html
http://www.migna.ir/vdcgnn9q.ak9ww4prra.html
کار خیلی سختیه...خیلی سخت...من خواستم اما فقط تو یه مدت خیلی خیلی کوتاه تونستم...و دیگر هیچ!!!
امیدوارم موفق باشید و بتونید دوست من
خاصیت آدمی همینه