.:Friends:.

روزانه های کاملا شخصی من...

.:Friends:.

روزانه های کاملا شخصی من...

بی برنامگی...

اینکه آدم بی برنامه باشه، اینکه نشه آدم برنامه ی خودش رو اجرا کنه، وحشتناکه...

چند روزیه سر درد های بدی گرفتم، کلافم، خسته ام

خدایا خودت پشتم باش...

شیخ...

شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی      هر لحظه به دام دگری پا بستی 


گفتا شیخا هر آنچه گویی هستم      آیا تو چنان که می نمایی هستی؟

آهنگ۰۰۰

تو کامپیوتر خانگی ام یک فولدر دارم به نام آرام! یه سری موزیک فوق العاده

همتی کردم و انتقالش دادم به لپ تاپم، شاید این آهنگ ها برای خیلی ها معنی و مفهومی نداشته باشه، اما واسه من یه دنیا خاطرست.

خاطرات بیشماری که بعضی هاش تو این وبلاگ آمده و بعضی هاش هم تو ذهنم تداعی میشه.

خلاصه دنیایی دارم من با این فولدر نازنین!

اکثر خاطرات مربرط به بکس دانشگاه و مجردی و این حرف ها...

الان که میبینم هر کداممان چه تصمیماتی داشتیم و به کجا رسیدیم، یه سری رفتن، یه سری ازدواج کردن، از اون جمع ۱۲ نفری که همش با هم بودیم با یک نفر در ارتباط مستقیم و با ۳ نفر دیگر در ارتباط غیر مستقیم، و از بقیه هیچ خبری ندارم.

دنیایی ست، زندگی هم سخته، هم شیرینه، هر پر از لحظات بیاد ماندنی

خیلی وقته، شاید ۳ سال دیگه از اون هیجانات دوران جوانی، اضطراب ها، تپش قلب ها دیگر ندارم!

دلم لک زده واسه همین چیزها...

موسیقی...

این روزها،ساز و موسیقی، مرحم دردیست بر دل من و اون

شاید کمی آرامش دهد...