.:Friends:.

روزانه های کاملا شخصی من...

.:Friends:.

روزانه های کاملا شخصی من...

خاطره...

مهر 83 تا خرداد 85، شاید بشه گفت 2 سالی که من بزرگ شدم.
اتفاق، شانس و یا هر چیز دیگه
هر چی بود خوب بود، فوق العاده بود، سخت گذشت، خیلی سخت ولی الان آدم فقط خوبی هاش یادش میمونه
تو همین 2 سال اوج وبلاگ نویسی و اس ام اس بازی و خلاصه هر جور تماسی برای رهایی از تنهایی بود، خیلی از بچه دیگه نمی نویسند، خیلی ها رو نه تنها آدرسشان را یادم رفته بلکه اسمشان هم فراموشم شده.
روزگاری بود، یه حس غریبی نسبت به اون موقع دارم، شاید یه حسودی و شاید...
به هر حال گذشت و گذشت تا من الان اینجام، یه جای خوب، یه زندگی خوب و یه آینده خیلی خیلی خیلی روشن.
به اندازه ی تمام این 2 سال تو این وبلاگ خاطره است، خوب و بد فرقی نداره چون همشان خوبه، همش تجربه و خیلی چیزهای دیگه
بعد از خرداد 85، این حس وبلاگ نویسی از من و خیلی از بچه ها رفت، رفت تا کسایی که بهش احتیاج دارند را پیدا کنه.
خارج گود: اگه یه وقت و روزگاری گذرتان به طرف های پارک نیاوران افتاد، تو مجموعه کاخ نیاوران یه کافی شاپ هست، توپ، برید حال کنید...

تلاش...

برای زندگی خوب باید تلاش کرد، باید سختی کشید
باید تا اونجایی که آدم جون داره تلاش کنه
بالاخره یک روز مزد زحمت هاش رو میگیره، حتی تو این مملکت ویران...

مملکت...

وضع مملکت ت خ م ی یه
وضع ملت هم به همچنین
حکومت هم که مردم رو به چپ خودش حساب نمیکنه، تا یه جنگ را نندازه بی خیال نمیشه
اما همیشه یه راهی هست
فرار...
پ ن: توصیه میشود در هنگام خروج یک عدد دستگاه سوراخ کن برای سوراخ کردن شناسنامه همراه داشته باشید تا هر وقت خدای نکرده، روم به دیوار، زبونم لال خواستید برگردید نتوانید.
فعلا...

تحولات...

یه 2 هفته ای است که در من تحولی عظیم ایجاد شده و اون اینکه فهمیدم کجا هستم و در چه موقعیتی!
ایران و یک شهروند ایرانی، یعنی پشم
اولا خیال میکردم باید برای چیزی که میخواهم بدست بیارم تلاش کنم ولی الان فهمیدم این تلاش بیشتر چیز میکنه تو روح ما.
خلاصه من 9 ماه دنبال اینترنت ذغالی بودم گفتن فیبرید، تجهیزاتش امروز میاد فردا میاد شد 9 ماه
منم دیگه دایورت کردم، کلا همه چیز رو دایورت کردم
این ترم که ترم 8 است و مثلا باید تموم کنم 14 واحد برداشتم 3 تاش رو حذف کردم، چرا؟
با استادش حال نمیکردم، همین!
11 تای باقیمانده رو هم هنوز شروع نکردم
ما که بالاخره لیسانس رو میگیریم، چه این لیسانس رو بگیریم چه نگیرم باز تا آخر عمرمم نون خور پدر هستم، حالا سربازی عقبتر می افتد شاید فروختن ما هم خریدیم...
خلاصه عرض میشه که ایران کشوری هست بسیار توپ با حکومتی هلو در حد تیم ملی
فقط داریم میخوانیم مهر بریم باکو این مدرک رو بگیریم شاید بتوانیم این دیاره سبز را بپیچونیم.
فعلا ظَد زیاد...

روز نوشت...

مملکت خیلی باحاله، ملت قاطی کردن اساسی...
ما امروز سوار تاکسی بودیم، خوشحال بودیم، واسه خودمان داشتیم دینای دینای میکردیم، یه خانومی جلو نشسته بود، نزدیک 60 سال رو داشت، راننده هم همینطور.
خانم محترم شروع کردم که آره دزد آمده تا دم در خانه من، من زنگ زدم به پلیس که بیاید دارن میان تو، اونا هم گفتن هنوز که نیومدن، هر وقت آمدن بگید...
خلاصه یواش یواش آمد بالا تا رسید به اون بالا بالا ها، از اونم بالاتر و شروع کرد فحش دادن که این فلان فلان شده ها فلانند، اینطوری اند، من که مغزم داشت از دهنم میزد بیرون، یعنی اینجا ایرانه؟ آزادیه بیان تا این حد؟
سرنوشت این خانم چی میشه؟
وزارت اطلاعات، بند 209 اوین، کلانتری، اتقاق تمساح ها!!
خلاصه اتفاقی بس باحال بود و ما کلی از خودمان ذوق در کردیم البته در خفا، چون ممکن بود ماموران مخفی امام زمان بیایند من را ارشاد کنند و من مرشد شوم.
روزگار مملکت ما شده مثل اون جکه، به ترکه میگن آمریکا میخواهد چیکار کنه؟ میگه والله یه پاش که تو افغانستانه، یه پاش تو عرق، حتما میخواهد ب ر ی ن ه به ایران دیگه...
باز به ترکه میگن بازیافت زباله یعنی چی؟ میگه یعنی رای دوباره دادن به ا ح م د ی ن ژ ا د
خلاصه ما کماکان منتظریم آمریکا جان یک توپی به ایران در کند و ایران یکی از ایالت های آمریکا شود و ما به آمریکا برویم و آنجا نصف پول دایل آپ پول بدهیم سرعت در حد MB بگیریم و برای یک بار هم که شده لینک های یوتوب را به راحتی و بدون فسیل شدن ببینیم.
خارج گود: پلیس در ایران فقط کار عملیاتی میکنه نه پیشگیرانه، یعنی اگه یکی چاقو رو گذاشته باشه بیخ گلوتون به پلیس ربطی نداره باید برید دادسرا شکایت ولی اگه گلوتون رو برید اونوقت پلیس وارد عمل میشه.
این اتفاق برای یکی از دوستان من و بهار افتاد...