.:Friends:.

روزانه های کاملا شخصی من...

.:Friends:.

روزانه های کاملا شخصی من...

وبلاگ...

امروز نگاه کردم به این تاریخ سمت چپ وبلاگ

دیدم تقریبا ۶ ساله دارم مینویسم

فکرش رو بکن، ۶ سال...

وبلاگ...


وجود نداره، واقعا وجود نداره...

این وبلاگ رو دوست دارم، خیلی آرومم میکنه، میتونم توش بنویسم از هرچی که دلم میخواد، بنویسم شاید آروم شم، دوست دارم این رو که همیشه یه جا واسه خالی کردن خودم دارم.

اختصاصی خودم...

بد...

وقتی آدم خودش رو مجبور به کاری کنه که هیچ تمایلی به انجامش نداره، نتیجه اش یه گند گنده میشه و یه کار ماس مالیه نفرت انگیز...

طاقت...

ظهری از دستت خیلی شاکی بودم، میخواستم بیام اینجا واست بنویسم، بهت بگم کم نبود این همه بدبختی؟

چرا همش واسه من؟ چرا از این همه آدم دورو برم من باید همش آواره و دربه در باشم؟

حرف زیاد بود، خودت میدونی، خودت بغضم رو دیدی، چی بگم، مگه اصلا به من گوش میدی؟

میگذره، عمر منم میگذره، غمی نیست.

تو این زندگی تنها دل خوشیم سازم بود که اونم داری ازم میگیری، عیب نداره

هنوزم میگم کریمی، هنوزم میگم...

اینو میگم نه اینکه فکر کنی حرفه ها، نه! میگم که بدونی

من کم نمیارم، اگه هم بیارم جلو این بشر لعنتیت کم نمیارم، داری ما رو سرویس میکنی، عیب نداره، حتما حکمتی داره

من طاقتم زیاده...

خیلی زیاد....

زندگی...


همیشه یه مشکلی تو زندگی هست، همیشه

خدا کریمه، میگذره...