X
تبلیغات
رایتل
شنبه 14 مرداد 1396

تعریف موفقیت...

خیلی وقت ها به موفقیت و تعریف موفقیت گوش میکنم، از نظر خودم، من و خیلی های دیگه از افراد جامعه آدم های موفق و مفیدی نیستیم، زندگیمون یه چیز عادی هست، صبح پاشی بری سر کار تا غروب، بعدشم ورزش/مهمانی یا امثال این چیزها، آخرشم خانه و خواب، یه چرخه همیشگی.

من، پول و خانه و  کار خوب را موفقیت نمیدونم، فکر میکنم آدم ها با تلاش و پشتکار به این چیزها میرسند، ولی چند نفر از ما ها تونستیم یه فکر جدید خلق کنیم؟ تونستیم یه آوای/تصنیف جدید درست بکنیم که تا 100سال دیگه هرکی میشنونه یادی از ما بکنه؟

حالا اینها به کنار، من خودم چقدر کتاب نخوانده دارم و چقدر کتاب خوب یا فیلم خوب وجود داره که نخواندم و ندیدم، تمام اینها باعث میشه حداقل پیش وجدان خودم یکم آرامش داشته باشم که دوتا کتاب خوب خواندم که باعث شد فکر کنم با زندگیم چند چندم...

جمعه 13 مرداد 1396

خون دل ها خورده ایم...

یه سری تاریخ ها هست که من سعی میکنم تا جای ممکن بفرستمشون اون گوشه ی تاریک ذهنم، مثلا همین مسافرت فلان، که پنچ سال ازش گذشته، در حالی که به نظر میاد همین پارسال بود، یا سن فرزند دوستم که کی میره مدرسه درحالی که من هنوز اندر خم یک کوچه ام.

خلاصه زمان پرواز میکنه...

یکشنبه 1 مرداد 1396

اگر چه عشق وطن میکشد مرا ،اما خوشم بمرگ که ایندوست خیر خواه من است...

افسردگی وجود دارد، حداقل تو اطرافیان من، به هزار و یک دلیل، وجود داره و غیر قابل انکار.

از دید من، افسردگی یه بچه کوچیک هست که مثل هر بچه ی دیگه ای نیاز به نگهداری داره، بعضی وقت ها میخوابه و آروم هست، ولی بعضی وقت ها هم امان آدم رو میبره، نکته اش اینجاست که این بچه غول، باید بچه بمونه، همیشه، نباید گذاشت بزرگ شه.

حالا راهکارش چیه؟ نمیدونم، واسه من موسیقی، ساز، کار، باغبونی، ورزش، آشپزی، فیلم دیدن و سفر...

من فکر میکنم تونستم کنترلش کنم و بچه نگه اش دارم، اما متاسفانه میبینم در کنارم آدم هایی را که اون بچه تبدیل به غول شده و اون آدم را کامل گرفته و خود فرد تبدیل به بچه شده که غول کنترلش میکنه...

سه‌شنبه 27 تیر 1396

رها کن...

از وبلاگ گیس طلا:


"خیلی غمگین کننده است می دونم،ما عادت کردیم خودمون را محور عالم بدونیم اما واقعیتش اینه که  آدمها فقط خودشون و در نهایت خانواده شون براشون مهمه و زیاد ذهنشون را درگیر بقیه آدمها نمی کنن

شما کافیه محل کارت را عوض کنی، دانشگاهت تموم بشه، خونه رو جابجا کنی تا ببینی هیجکدوم از اونایی که نگران نظرشون بودی، واقعا بهت فکر نمی کنن

وفتی اینطوریه ،خب حیف نیست که بخاطر اونا دست از آرزو، علائق و یا حتی مدل لباس پوشیدنت بر داری؟"...



یکشنبه 18 تیر 1396

That is what it called present...

هرچه بوده و نبوده، هست و نیست، حال است و همین لحظه...

( تعداد کل: 898 )
   1      2      3      4      5      ...      180      >>